پنجشنبه 1386/11/04
کربلای زمانه
مردم کوفه که در مقابل امام خودشون ایستادند کسانی بودند که دلهاشون با امام حسین ولی شمشیرهاشون بر علیه امام حسین بود ... این که میگن دلاشون با امام حسین بود واقعا بودها ! ... اونجور که شنیدم یک نفرشونم توی جنگ شرکت فیزیکی نکرده و فقط سیاهی لشکر و زیاد کردن ولی نظاره گری بیش نبودند ... اونها امام حسینو دوست داشتن ولی چرا حاضر به یاری امام حسین نشدند ؟؟؟ مهمترینشو خود حضرت سیدالشهدا فرمودند در جواب صحبت فرزند گرامیشون حضرت زین العابدین که گفتند پدر جان این صحبت هایی که شما در مقابل سپاهیان می کنی سنگ رو هم آب می کنه ... چرا روی این مردم اثر نمیزاره ؟!!! ... که فرمودند چون شکم های این ها از لقمه های حرام پر شده و سخن حق در اونها اثر نداره ... یا دلایل دیگه ای هم مثل حب فرزند (که در قرآن ازش به فتنه یاد شده ... البته اگر به حب خدا ترجیح داده بشه) و حب مال که مبادا با کشته شدن بلایی سر اونها بیاد و .... و در هر حال اونها دنیا رو به امامشون ترجیح دادن در حالی که امامشونو دوست داشتن اما نه به اندازه ی دنیا !!! ... و سعادت قرار گرفتن در جمع 72 نفری که امام حسین گفتن تا قیامت نه مثل اونها آمده و نه خواهد آمد رو از دست دادن !!! ...
همه ی این حرفا رو زدم که بگم فراموش نکنیم که ما هم امام زمان داریم وما هم در مقابلشون وظایفی داریم ... انتخاب با ماست ... می خوایم جزو کدوم دسته باشیم ؟؟؟ اکثریتی که دل ایشونو میشکنن یا اقلیتی که دلشونو به دست می آرن ؟؟؟ (با جرات هم میگم اقلیت و خیلی هم اقلیت ) ... یادمه یکی از بچه ها می گفت اگر 313 نفر یار مخلص امام زمان پیدا شه موانع ظهور برطرف میشه و ایشون ظهور می کنن ... من باور نمی کردم و می گفتم یعنی بین این همه شیعه 313 نفر وجود نداره ؟؟؟ ولی الان که فکر می کنم میبینم 313 نفر زیاده خیلیم زیاده ...
بله ! الان دیگه باید خودمونو با کوفیا مقایسه کنیم ... نکنه ما هم جزو اونایی باشیم که تنها محبت امام رو داشته باشیم (که اگه اونم باشه مایه ی نجاته و با ارزش) ولی در عمل بلنگیم ... نکنه جزو کسایی باشیم که مال حروم راحت به شکممون وارد بشه ... نکنه دنیا رو به امامون ترجیح بدیم ...
خوب فکر کنیم ... اگر پیوسته به سرپیچی از دستورات خداوند و امامش بپردازیم و در راه ظهور مانع ایجاد کنیم ... آیا ما با کوفیانی که به امامشان پشت کردند فرقی داریم ؟؟؟ ... اگر اونا رو پست میبینیم ... مبادا از خودمون و وظایفمون غافل بشیم ... در یک جمله بیاییم در کربلای زمانه ، در مقابل امام حسین زمانه ، کوفی زمانه نباشیم ...
ببخشید کمی طولانی شد ... یا حسین ! ...
دوشنبه 1386/11/01
دعای دوازدهم صحیفه سجادیه ... اعتراف به گناه و درخواست توبه ...

خدايا، سه خصلت مرا از سؤال به درگاهت منع مى كند و يك خصلت مرا به آن وا مى دارد.
امرى كه به
آن فرمان دادى و من در انجام آن درنگ كردم و نهي ى كه از آن
جلوگيرى كردى و من به سوى آن شتافتم و نعمتى كه به من ارزانى
داشتى و من در سپاسگزاري اش كوتاهى نمودم ، مرا (از سؤال به درگاهت)
باز مى دارد.
و فضل و احسان تو بر كسى كه رو به سوى تو كرده
و با گمان نيك به سوى تو آمده است مرا به سؤال از درگاهت وا
مى دارد.
زيرا ، همه احسان هاى تو، بخشش و تفضل است و همه نعمتهاى تو ابتدايى است. پس اينك، اى خداى من ، من به درگاه گرامى تو بسان فرمانبردار خوار ايستاده ام و با شرمندگى همچون محتاج عيال مند در خواست مى كنم.
اعتراف مى كنم به اينكه جز با خوددارى از معصيت تو در هنگام احسانت، تسليم تو نشده ام و در هيچ حالى بدون منت و احسان تو نبوده ام. پس اى پروردگار من، آيا اقرار من در پيشگاه تو به بدى آنچه انجام داده ام ، سودى خواهد بخشيد؟ و آيا اعتراف من در درگاهت به زشتى آنچه مرتكب شده ام نجاتم خواهد داد؟
يا آنكه در اين مقام دشمنى خود را برايم فرض كرده اى؟ يا هنگام دعاى من، دشمنى تو همراه من بوده است؟
پاك و منزهى، هرگز از تو نوميد نمى شوم و حال آنكه تو در توبه را برويم گشوده اى، بلكه مى گويم ؛ گفتار بنده خوارى كه به خود ستم كرده و حرمت پروردگارش را كم شمرده است. بنده اى كه گناهانش بزرگ و رو به فزونى است و روزگارش به او پشت كرده و از او بر گشته است. سرانجام ببيند زمان كار گذشته و عمر به پايان رسيده و يقين كند كه در برابر تو چاره اى ندارد و گريزگاهى برايش نيست،
به وسيله توبه به تو رو آورد و توبه را براى تو خالص كند، آنگاه با دلى پاك و پاكيزه به سوى تو بر خيزد و با صداى تغيير يافته به آرامى تو را بخواند. در حالى كه براى تو تواضع كرده و سر فرود آورده، و سر به زير افكنده و كج شده و ترس پاهايش را به لرزه انداخته و اشك چهره اش را فرا گرفته است، ترا چنين مى خواند :
اى مهربانترين مهربانان و اى بخشنده ترين كه رحمت جويان
همواره رو به سوى او دارند. و اى مهربانترين كسى كه آمرزش
خواهان گرد او در طوافند. و اى آنكه بخشش او از كيفرش بيشتر
است. و اى آنكه خشنودى او از خشمش افزونتر است.
و اى آنكه با گذشت نيك خويش، سزاوار حمد و ثناى آفريدگان گرديده،
و اى آنكه بندگانش را به پذيرفتن توبه عادت داده،
و اى آنكه گناه و تباهى بندگان را با توبه اصلاح كرده و اى
آنكه با كار اندك ايشان خشنود گشته، و اى آنكه كار اندك بندگان
را پاداش فراوان داده و اى آنكه اجابت دعاى ايشان را ضمانت
كرده و اى آنكه از روى احسان خويش وعده پاداش نيك به بندگان
را داده.
من گناهكارتر از آنكه معصيت تو كرده و او را آمرزيده اى نيستم و نكوهيده تر از كسى كه به پيشگاه تو عذر تقصير آورده و عذرش را پذيرفته اى نيستم و ستمكارتر از كسى كه به درگاه تو توبه كرده و به سوى او بازگشتى ، نيستم در اين مقام كه هستم به سوى تو باز مى گردم و توبه مى كنم و توبه كسى كه از كرده هاى خود پشيمان است و از اندوخته هاى خود بيمناك است و از آنچه در آن گرفتار شده شرمنده است.
مى داند كه بخشش گناه بزرگ براى تو كار سنگينى نيست و گذشت از معصيت فراوان بر تو دشوار نيست و تحمل جنايات زشت بر تو گران نمى باشد و محبوبترين بندگان در پيشگاه تو كسى است كه بر تو سر كشى نكند و از اصرار (بر گناه) اجتناب ورزد و همواره طلب آمرزش كند.
من در پيشگاه تو از سركشى بيزارى مى جويم و از اينكه (در گناه و سركشى) اصرار كنم به تو پناه مى برم و به خاطر كوتاهى و قصورى كه روا داشتم از تو آمرزش مى خواهم و بر كارهايى (عبادات و طاعات) كه از انجام آن ناتوانم از تو يارى مى طلبم.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست، و آنچه از (حقوق)
تو بر من واجب است بر من ببخش و از آنچه از جانب تو سزاوار
آنم معافم دار و از آنچه زشت كاران از آن بيمناك اند پناهم
ده ، زيرا تو مى توانى ببخشى و آمرزش تو مورد اميد است ، تو
به گذشت ، شهرت دارى ، براى خواسته من ، غير از تو هيچ پاسخى
نيست و براى گناه من ، غير از تو بخشنده اى نيست. تو از همه
عيبها پاك و دور هستى.
و من بر خودم جز از تو نمى ترسم، زيرا تو شايسته آن هستى
كه از تو بترسند و سزاوار آن هستى كه ديگران را ببخشايى ، بر
محمد و آل محمد درود فرست و حاجتم را رواكن و خواسته ام
را برآور و گناهم را ببخش و مرا از ترس، ايمن گردان ، زيرا
تو به هر چيز توانايى بر آوردن آنچه خواستم بر تو آسان است.
دعايم را مستجاب كن اى پروردگار جهانيان.
ترجمه : غرویان
دوشنبه 1386/11/01
براي امام زين العابدين(عليه السلام)

پيش چشمم توراسربريدند
دستهايم ولي بي رمق بود
گفتي:«آياكسي يار من نيست؟»
قفل بر دست ودندان من بود
لحظه اي تب ،امانم نمي داد
بي تو آن خيمه زندان من بود
كاش مي شد كه من هم بيايم
در سپاهت علمدار باشم
كاش تقديرم از من نمي خواست
تا كه در خيمه بيمار باشم
ماندم ودر غروبي نفس گير
روي آن نيزه ديدم سرت را
ماندم و از زمين جمع كردم
پاره هاي تن اكبرت را
ماندم وتا ابد دادم از كف
طاقت وتاب، بعد از اباالفضل
ماندم و ماند كابوس يك عمر
خوردن آب بعد از اباالفضل
ماندم وبغض سنگين زينب
تا ابد حلقه زد بر گلويم
ماندم و ديدم افتاده بر خاك
قاسم ،آن يادگار عمويم
گفتم اي كاش كابوس باشد
گفتم اين صحنه شايد خيالي است
يادم از طفل شش ماهه آمد
يادم آمد كه گهواره خالي ست
پيش چشمم توراسربريدند
دستهايم ولي بي رمق بود
بر زبانم در آن لحظه جاري
«قل اعوذبرب الفلق»بود
افشین علا
یکشنبه 1386/10/30
خنده داره مگه نه؟
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره. اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.
پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!
خنده داره؟ . . .
شنبه 1386/10/29
یاحسین !
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
هر کجا می گذردم نور رخش جلوه گر است
هر که را می نگرم واله و دیوانه اوست ...
لطف حسین ما را تنها نمیگزارد
گر خلق واگذارد او وا نمیگدارد
او کشتی نجات و کشتی شکسته مائیم
مولا به کام دریا مارا نمیگذارد
هل معین اورا باید جواب گوئیم
شیعه امام خود را تنها نمیگذارد
زهرا به دوستانش قول بهشت داده
بر روی گفته خویش او پا نمیگذارد
از بس گناه کاریم ما مستحق ناریم
باید که سوخت مارا زهرا نمیگذارد ...
یا ابا عبدالله یا سید الشهدا ...
